علت اصلي بروز نفاق در دل انسانها منافع خواهي و قدرت طلبي است . انسانها زماني كه قصد دارند بر اساس منافع خود عمل كنند براي رسيدن به قدرت، عملي را بر خلاف اصول انجام مي دهند كه به خودي خود در دامن نفاق گرفتار ميشوند.
نوعاً خط نفاق خطي است که در مقابل جريان رهبري اسلام ايستاده است، در صدر اسلام اين طور بوده، يعني کسي که در مقابل پيامبر مي ايستاد از مسلمان ها، از آن به عنوان منافق ذکر مي شد. مثلاً در سوره نساء آيه 115 «و من يشاقق الرسول من بعد ما تبين له الهدي» بعد از آن که رسول يعني رهبري جهان اسلام آمد و مسائل را روشن کرد «و من يشاقق الرسول» اگر کسي اينجا با رسول مخالفت کند، يعني با رهبري جامعه مخالفت کند، «و يتبع غير سبيل المومنين» و در برابر راهي که سبيل مومنين است (اين سبيل المومنين همان ما تبين له الهدي است) يعني آن راهي را که رسول نشان داده، رهبر نشان داده، بايستد. «نوله ما تولي» اين دو کلمه را خوب دقت کنيد «نوله ما تولي» يعني چه؟ اين دو کلمه «نوله ما تولي» نشان مي دهد چه اتفاقي افتاده است. چنين کسي خط ولايت خودش را تغيير داده، يعني ولي اي غير ولي اي که خدا تعيين کرده برگزيده است! بعد قرآن و خداي تعالي مي فرمايند چنين کسي که «يشاقق الرسول» در برابر رسول بايستد ما او را به همان ولي اي که خودش برگزيده واگذارش مي کنيم! «نوله به» معني دارد، به معني واگذار کردن است، يکي سرپرستي کردن، هر دو اين جا جور درمي آيد. يعني اين که ما همان ولي اي که خودش آن را به عنوان ولي انتخاب کرده ما همان را ولي او مي کنيم، يا او را به همان ولي واگذار مي کنيم. يعني کسي که در برابر رسول ايستاد، او خطش را از رسول جدا کرده و حالا که جدا کرده ولي ديگري برگزيده است!...

غروری که از همه چیز امتناع می کند
غروری که خاکستر ترس است...
غرور به حالت احساسی گفته میشود که در آن شخص برای خود ارزش بسیار زیادی قائل است و در مقابل تواضع و نیستی بکار میرود. فکر اینکه شخص از همه کس و همه چیز خود را بالاتر میداند. شخص میتواند نسبت به کسی یا گروهی یا ملتی و یا چیزی غرور کند. غرور و تکبر چیزی است که خداوند از ان ابراز نارحتی نموده است و کسی که با غرور در روی زمین راه برود مورد محبت خدا نیست و غرور بهعنوان یکی از گناهان بزرگ شمرده میشود. در لغت نیز غرور به معنی فریفتن، بیهوده امیدوار کردن کسی را نیز میگویند.
و مگر نه اینکه او(غرور) روح شیطان است وچه کسی از او بهتر می داند که نپذیرفتن ها ازچه سرچشمه می گیرد؟ وبزرگترین مغرور استاد عزیزمان شیطان بود که نپذیرفت چون ترسیده بود. مغرورها همیشه اولش می ترسند... می ترسنداز رقیب.0
زمان است که آنها را گستاخ می کند تا غرورشان را با بزرگترین صدا اعلام کنند . در جریانات بعد از انتخابات نیز میر حسین موسوی آنچنان با غرور و تکبر وارد عرصه شد که گویی فرشته نجاتی بیش نیست اما دریغ از ذات مغرور و پلید و مستبد او شخصیتی که 20سال کینه و عقده خود را به یک باره عیان ساخت و آنچنان فتنه ائی به پا نمود که امثال شاه حسینهای زمان (خاتمی) و دیگر خائنین به این مرز و بوم و کاسه لیسان انگلیس و غرب خود را از او عقب تر یافتند . این عنصر منافق آنچنان بر گفته ها و پیشینه خود مغرور شد که خود را قانون نامید و با این سلاح به جنگ مردم و اکثریت به پا خواست . چرا که ترسیده بود از بی نامی . ترسیده بود از مطرح نبودن . ترسیده بود از اینکه اثری از او نباشد و به خاطر همین ترس بود که خواست کاری کند که برای همیشه نام او باقی بماند . برای او فرقی نمیکرد این نام به بدی باقی بماند یا به نیکی تنها هدف باقی ماندن بود که آنهم محقق شد . میرحسینی که نسلهای جوان کمتر اورا میشناختند حالا دیگر اورا به وضوح تشخیص میدهند و میدانند که کیست و برخی حتی میریزید بودن او را بیشتر دوست دارند تا میر حسین بودنش هر چند ذات او از همان ابتدا میر یزید بود ولی همپیمانی با شیطان و حتی سبقت گرفتن از شیطان او را محبوب کرد . او اکنون محبوب تمامی گروههای سکولار و لائیک و بی دین و ملحد است . و این چیزی نبود که جز با غرور بتوان به آن دست یافت . مقامی که شیطان با تمامی تلاش چندین هزارساله اش بدست آورده است اکنون در قامت میر یزید جلوه گری میکند و شیطان نیز به داشتن چنین شاگرد بزرگی افتخار میکند

الان که میهمان سفرهً عزیز رمضان هستیم و با رحمت بیکران الهی روبه رو ئیم مقداری میخوام با گذشته متفاوت تر بنویسم . مدتیه دستم به نوشتن نمیره نمیدونم شاید احساس میکنم باید تو این ماه بیشتر دقت کنم و چیزایی رو بنویسم که پیش خدا بتونم جوابگو باشم . دلم میخواد تو این شبای بی نهایت عزیز دعاکردن و متذکر بشم . دعا تنها سلاحی است که میتواند گره از تمامی مشکلات کشور بگشاید
در اهميت دعا آورده شده است که دعا سلاح مومن است و نيز تنها دعاست که قضاي مبرم را عوض مي کند! به همين دليل و به دليل اين ايام که دعا کردن در آن بسيار سفارش شده است لازم دانستم بگم عزیزان بیائید برا همه دعا کنیم

هاشمی رفسنجانی به عنوان چهرهایی که میتوانست جایگاه مناسبی در میان نیروهای انقلاب داشته باشد به دلیل برخی وابستگی ها به مدعیان اصلاحات آمریکایی و مخالفت با دولتی که از سوی رهبر معظم انقلاب صد در صد حزب اللهی عنوان شد زاویهً چهره ایی که از ولایت و رهبری بسیار آبرو کسب کرده بود را بیش از پیش آشکار ساخت هرچند رهبری بارها او را از قلتیدن تمام در دامان منافقین جدید باز داشت و با حمایتهای مشفقانهً خویش جایگاه او را تثبیت کرد .اما او رفته رفته مواضعی اتخاذ کرد که نه تنها مدعیان اصلاحطلبی آمریکایی برایش سر و دست شکستند بلکه ضد انقلاب نیز برای او کف و سوت زدند.

قدرت طلبی و انحراف، مانند هر پدیده ائی ، مراتبي دارد. براي كساني كه هنوزفطرت الهی و پاک در وجودشان زنده است، شناختن درجه پليدي مدعیان اصلاحات امروز ايران و درجه سرسپردگی و غربزدگی و حرام خواری و دین ستیزی مشتی انسان جویای نام و قدرت و هوس ، «قابل تصّور» هم نيست. با شنيدن اخبار تأسف بار از شدّت عناد و پلیدی چهره های دوم خردادی ، ابتدا دچار بُهت و حيرت مي شويم. بعد خبر را مرور مي كنيم و بعد اين خبر را با اخبار ديگري كه شنيده ايم، كنار هم مي گذاريم تا به يك تحليل جامع برسيم. تحليل ما مثل چيدن قطعه هاي پازل تكميل مي شود و ممكن است يك خبر، داوري ما را تكميل كند. خبر «صرف 400میلیون دلار از سوی آمریکا در ایجاد بحران در ایران»، تحليل و داوري مردم را از پليدي سران اصلاحات و مزدوری مدعیان اصلاحات و شخص میر حسین موسوی و محمد خاتمی و..، تكميل كرده و مردم عادي هم مي توانند با قاطعيت داوري كنند كه اينان همان مفسدین و غارتگران بیت المال و ناموس مردم در سالهای حاکمیت سرتاسر فساد 16 سالهً خود از بعد از رحلت امام میباشند .

جناب آقای هاشمی ؛
در حکومت اسلامی مشروعیت و مقبولیت با یکدیگر متفاوت است و همراهی مردم، برای حکومت مشروعیت ایجاد نمیکند، بلکه مشروعیت حاکمیت در اسلام از طرف خداوند است و مقبولیت حاکمیت با همراهی مردم است
شما در خطبهی اول و دوم خود زیربنایی را مطرح کردید که به قول آیت الله یزدی «حتما ایشان اشتباه کرده و اشتباه میکنند. به آنچه مورد اتفاق فقهای اسلامی و شیعهی اثنی عشری است توجه نشده است و آن مسالهی حق حاکمیت در نظام جمهوری اسلامی ایران است که ناشی از مردم و خداوند متعال است». اسلام درست و نعل به نعل همان حکومت دموکراسی نیست . چرا باید 30 سال بعد از انقلاب کسانی مثل شما که از بنیان گذاران این انقلاب بودید دچار اشتباه در نقل مبانی انقلاب شوند . اگر امام در مقابل کسانی که به جای حمهوری اسلامی میگفتند جمهوری دموکراتیک ، ایستادند به خاطر این بود که روزی امثال خاتمی ها و میر حسین ها که شیفتگیشان به غرب و توسعه غرب محور زبانزد خاص و عام است ،به نام مردم و رأی مردم جمهوری اسلامی را به مسلخ لیبرالیسم نبرند . به خاطر این بود که امثال ابطحی ها و انجمن حجتیه ائی ها که معتقد به جدایی دین از سیاست در دوران غیبت میباشند نتوانند پز آزادی بدهند و با صهیونیسم علیه انقلاب هم زبان و هم راه شوند ...

خدا آخر و عاقبتمونو به خیر کنه!
نماز جمعه نرفته بودیم که رفتیم - به خطبه های آقا با دقت گوش نداده بودیم و هیس هیس نکرده بودیم که دادیم و کردیم - سر پشت بوم الله اکبر نگفته بودیم که گفتیم - توی قرآن و احادیث دنبال فکت نگشته بودیم که گشتیم - در مراسم سالگرد شهدای هفتم تیر شرکت نکرده بودیم که کردیم - از کنار پسر بهشتی ایستادن احساس دلگرمی نکرده بودیم که کردیم - با شعار "بهشتی، کجایی، موسوی تنها شده" شُر شُر اشک نریخته بودیم که ریختیم - از وسط 2000 نفر آدم به خون تشنه با اعتماد به نفس و نگاه عاقل اندر سفیه رد نشده بودیم که شدیم - با حرفهای موسوی تبریزی و غفاری حال نکرده بودیم که کردیم - نخست وزیر سابق جمهوری اسلامی همه چیز و همه کس مون نشده بود که شد - هاشمی ناجی و آخرین امیدمون نبود که شد - برای زندانبانان دیروز و زندانیان امروز دل نسوزونده بودیم که سوزوندیم - خدا آخر و عاقبتمونو به خیر کنه! یا حق

بقیه در ادامهً مطلب...

قبل از انتخابات هواداران سرسخت موسوی مکرراً اس ام اس های حاوی توهین به احمدی نژاد ارسال می کردند.
در گرماگرم رقابت ها و مناظره ها ، پیام هایی فرستاده می شد که رئیس جمهور را دجال می نامید.
اما حدیثی برگرفته از بحارالانوار قابل تأمل و عبرت انگیز است نشانه های یاران دجال به صراحت دراین روایت بیان شده است که نباید از کنار آنها بدون توجه ردشد شاید قبل از اعلام نتایج و آشوبهای هدایت شده از طرف میرحسین به این راحتی نمی شد این روایت را با گروه ایشان تطبیق داد
اما پس از انتخابات و مشاهده حوادث و آشوب های بی منطق و هرزه و قانون شکنانه و بدور از تعهد و مسئولیت پذیری و تعقل دوباره آن نشانه های یاران دجال بیش از پیش خود نمایی میکنند.
روایتی که در کتاب شریف بحارالانوار در مورد یاران دجال وارد شده یکی از نشانه های آنان را شال سبز ی معرفی میکند که آن را نشان خود می دانند، به احتمال زیاد دجال و یاران وی، برای فریب مردم از این نماد و نشانه اهل بیت (ع) استفاده خواهند کرد و آنان شال و ردایی سبز رنگ بر سر و شانه های خود خواهند افکند:
« الا و ان اکثر اشیاعه... و اصحاب الطیالسة الخضر.» بحار الانوار، ج52، ۱۹۳
بسیاری از یاران دجال کسانی هستند که شال سبز(یا لباس) بر سر و شانه های خود افکنده اند.

نماد حامیان میرحسین موسوی رنگ سبز است؛ حجاب این سبز پوشان و درگیریهای خیابانی که برخی از این سبزپوشان در شهر درست کردند ما را وادار میکند تا علیرغم میل باطنیمان شباهتهایی در بین آن چه در شهر دیدیم و میبینیم و احوالات دجال ایجاد نماییم اما من بازهم نمیتوانم باور کنم! و نمی خواهم؛ 
اکنون سوال از موسوی این است که: آیا صحنههایی که رخ داد و شما مصرانه خواستار ادامه آن بوده و هستید با کدام یک از منطق ها و سیره و روش اجدادتان قابل جمع است؟ چرا تذکری به طرفدارانتان در این زمینه ندادید؟
راستی که شما جمله "امید فردا، فرزند زهرا" را یکی از شعارهای خود انتخاب کردید، چگونه حاضر شدید در یکی از نشریاتتان شهادت مظلومانه مادر سادات را "وفات" بخوانید؟ برای جلب آرای چه کسانی؟ به چه قیمتی؟
شال و سربند و کلاهی سبز بر سرهایشان مانتوهای سبز تنگ و نیمه بر اندامشان
با همایشهای خود خون در دل مولا کنند اینچنین تبلیغ رنگ سبز سیدها کنند!
موسوی، اینگونه خواهی دولتی احیا کنی؟ اینچنین تو همرهی با حضرت زهرا(س) کنی؟

تصاویر در ادامه مطلب

تقلبلله حاجی آقا!
سایت های حامی آشوب طلبان اقدام به آموزش آداب حضور در نماز جمعه به مخاطبان خود نمودند تا در این جمعه باعث آبرو ریزی آنها نشوند.
در پي انتشار خبر اقامه نماز جمعه اين هفته به امامت هاشمي وب سايتهای ضد انقلابي با درج مطالبي ضمن تحريك حاميان موسوي به شركت در اين مراسم، طريقه اقامه نماز جمعه را به مخاطبان خود آموزش داده اند.
اخیرا فایل صوتی از هادی غفاری در اینترنت منتشر شده بود که حاوی اهانت های بسیاری خطاب به آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب است. این اظهارات توهین آمیز که در طول تاریخ انقلاب بی سابقه بوده است بازتاب بسیاری در رسانه های ضد انقلاب داشته است و آنها با ذوق زدگی تمام، این سخنرانی را منتشر می کنند و به خیال خود تفسیر هایی ارائه می دهند.
چهره هایی که چشم دیدن آیت الله خامنه ای را نداشتند امروز فرصت را غنیمت شمرده اند و می خواهند کینه بیست ساله ای را که درون سینه خود پنهان داشته بودند آشکار سازند و با تبلیغات، شعار شورای رهبری سر دهند و با شگردهای خود رهبری را با چالش مواجه کنند و ایشان را از صحنه حذف کنند. از روزی که ایشان به رهبری انتخاب شدند به دلایل مختلف بعضی از بزرگان انقلاب ولایت ایشان را یا نپذیرفتند و یا با اکراه به آن گردن نهادند. بعضی دلایل مثل صغر سنی که ایشان نسبت با بعضی از آنها داشت و یا بعضی در اجتهاد ایشان سخنان یاوه ای سر می دادند و برخی حسادتها و... باعث شد که آنها خود را برتر از ایشان بدانند ولی چون نمی توانستند کاری کنند یا به قم رفتند یا منزوی شدند.

انتخابات رياست جمهوري دهم حماسه اي ماندگار در تاريخ انقلاب اسلامي خواهد بود . مشارکت 85 درصدی مردم ضمن استحکام پايه هاي نظام اسلامي ، مشروعيت و اقتدار جمهوري اسلامي ايران را در منظر جهانيان به نمايش گذاشت. حضور حماسي مردم و انتخاب دوبارهً دکتر احمدی نژاد بار ديگر باعث شگفتي همه ناظران تحولات داخلي ايران شد و علاقه مندان انقلاب اسلامي در جاي جاي جهان را شاد نمود. در اين ميان واکنش و اقدامات جريان شکست خورده در انتخابات باعث تأسف دلسوزان انقلاب اسلامي در داخل و خارج گرديد. اما سؤالي که اکنون مطرح است اين است که چرا واکنش به نتيجه انتخابات از طرف جبهه دوم خرداد فراتر از يک شکست در عرصه رقابت سياسي بود؟
به عبارت ديگر چه شد که مدعیان اصلاحات براي مقابله با نتيجه انتخابات به اقدامات غيرقانوني روي آوردند و حتي حاضر شدند ننگ همسویی با بيگانگان را خريده و راضي به زير سوال رفتن اين حماسه عظيم باشند و ابايي از رسيدن خسارت به جان و مال مردم به خود راه ندادند و حاضر شدند دستاورد هاي عظيم انقلاب و اين حماسه بزرگ را تضعيف نمايند. جبهه دوم خرداد چه چيزي را از دست داده است که اينگونه عقلانيت خود را از دست داده و به تمامی ادعاهای خود پشت پا زده است و با زیر پا گذاشتن اصول امام و قانون ، خود را بالاتر از قانون فرض کرده است . ...

مقام معظم رهبري شوراي نگهبان را عماد ملت و دين و مايه اطمينان و سكينه قلب مومنين دانسته، و در ديدار با اعضاي محترم اين شورا فرمودند: «شوراي نگهبان يك صافي است براي آن كه نگذارد ناخالصي وارد اركان نظام بشود.»
ائتلاف حداكثري و مطالبات فراقانونی ، حركت در سايهسار بزرگان دين و كشور، تكيه بر شعار اعتدال و ميانهروي و استفاده از نيروهاي مسئله دار و نفوذ پذیر و ساده لوح، هدايت و راهاندازي پروژه ناكارآمد نمايي دولت نهم، سناريوسازي براي اختلاف افكني بين اصولگرايان، القاي شرايط بحراني و ويژه در كشور و بزرگنمايي تهديد خارجي، جنگ رواني در خصوص تشديد تورم و گراني و دامن زدن به مطالبات صنفي و قومي و ايجاد ترديد و شبهه در مورد سلامت انتخابات و تاكيد بر لزوم استفاده از ناظرين بينالمللي و ساماندهي هجمه ناجوانمردانه عليه شوراي نگهبان در آستانه انتخابات دهم و... قسمتي از ليست بلند بالاي راهبردها و تاكتيكهاي جريانهاي سياسي افراطي و غير همسو با نظام در داخل ميباشد كه به اشاره و تاييد شبكههاي قدرت و ثروت جهاني در حال پيادهسازي در داخل ايران است.
در بين انبوه راهبردهاي فوقالاشاره هجوم همه جانبه به شوراي نگهبان از اهميت بسزايي به لحاظ تاثيرگذاري و جايگاه خطير اين شورا در صيانت از منافع ملت و استقلال و اسلاميت كشور برخوردار است. زيرا شوراي نگهبان به عنوان بخشي از قوه مقننه نظام جمهوري اسلامي ايران نقش صافي نظام اسلامي در گزينش افراد مسئول نظام را ايفا مينمايد.

فرض کنید یه بابای خوب تصمیم میگیره برا بچه اش اسباب بازی بخره و میخره .حالا این بچه، عاشق بابای خوبشه.آخه براش اسباب بازی که دوست داشته خریده.حالا تصور کنید این بابای خوب بنا به شرایط و مصالحی این اسباب بازی رو از بچش بگیره.یا نه چون این بچه رو خیلی دوست داره می خواد با هاش بازی کنه، هی سر به سرش می ذاره و اسباب بازی رو ازش میگیره.
تا حالا دیدید عکس العمل یه بچه رو که می خواهید اسباب بازیشو ازش بگیرید.
دیدید چقدر عصبانی میشه. داد می زنه ، گریه میکنه، اگه خیلی پر رو و بی تربیت باشه دو سه تا حرف در ی وری هم تحویلت میده؛ حتی اگر بابای خوبش باشه. آخه محبو بش رو ازش گرفتید . . .
حالا تصور کنید حال جناب میر حسین و که مردم کمتر از احمدی نژاد بهش رأی دادن و رهبر و ولی نعمتش و همون ولی فقیهی که بزرگش کرد و بهش عزت داد میاد میگه جناب میر حسین اولا پرخاش نکن ثانیا اگه اعتراض داری از راه قانون برو و ...
ایجاست که دوباره یاد اون بچه میافتم که ...

"قال امیرالمؤمنین(ع): النّاس عبید الدّنیا و الّدین لعق علی السنتهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون، مردم بندگان دنیایند و دین جز لقلقهای برای آنان نیست، چنانچه هنگام آزمایش قلت دینداران آشکار میشود
مجمع روحانیون به اصطلاح مبارز که همواره از به کار بردن ادبیات دینی در مسائل سیاسی با عنوان سوء استفاده ابزاری از دین انتقاد داشت این بار نیز همچون ایام تبلیغات انتخابات با سوء استفاده از ادبیات دینی، با لقلقه نمودن لسان به جملات نورانی ائمه اطهار(ع) برای توجیه خواستههای غیرقانونی و تمامیتخواهانه خود تمسک جست و اقدام به انتشار اطلاعیهای وهنآمیز نمود....

جناب ميرحسين ، دشمنی و مخالفت با احمدی نژاد چیز جدیدی نبود. در طول چهار سال گذشته ، مدعيان اصلاحات و قانون گرايي از هر فرصتی برای زیر سوال بردن اقدامات دولت استفاده کردند و علیه آن قلم زدند. شما با سایر مخالفین دولت، درظاهر، یک تفاوت داشتید. وقتی از خود می گفتید، گوش مخاطب را از عناوین پرطمطراقی چون اصول گرای اصلاح طلب، خط امامي ومعتقد به قانون اساسي و چندین و چند عبارت دیگر پر می کردید. دلمان خوش بود که هرچه که هستید، لااقل خود را “پايبند به ولايت فقيه” می دانید. با خود می گفتیم خدا را شکر؛ ايشان اگر گوشت جمهوري اسلامي را بخورند، استخوان آن را دور نمیندازند!
گذشت و رسیدیم به موسم انتخابات...

جناب آقاي مير حسين آن زمان كه با بيانيه ا ئي بلند و بالا وارد عرصه انتخابات شديد و در همان بدو ورود سخن از مستضعفان و سرداران بزرگي چون باكري را به ميان آورديد و به هوادارانتان توصيه كرديد كه فقط با يك دست نوشته براي شما تبليغ كنند و از عكس هاي آنچناني استفاده نشود بسياري گمان ميبردند كه كانديداي قشر مستضعف و پابرهنگان شمائيد ! اما با گذشت زمان برخلاف تصورات كوته بينانه همه ملت شاهد بودند كه ميرحسين كانديداي احزاب و گروههايي هست كه ثروت و قدرت همواره صفت آنان بوده است . احزاب دولت ساخته اي كه با پول بيت المال و رانت قدرت شكل گرفته اند. اينجابود كه آرام آرام مردم به خود آمدند و دامي را كه پهن شده بود تشخيص دادند . دامي كه اولين قرباني آن شما بوديد و توصيهً بسياري از دلسوزان نيز نتوانست شما را بيدار كند . اكنون نيز به راهي ميرويد كه بيم آن است سر از ناكجا آبادي دربياوريد كه پيش از اين منتظري و هاشمي سر از آنجا درآورده اند ...





لینک مطلب